۱۳۹۴ شهریور ۸, یکشنبه

به ياد 10 شهريور ـ شهيد سرفراز اشرف مجاهد خلق اصغر قدیری


محل تولد: شهرضا
سن: 55
محل شهادت: اشرف
زمان شهادت: 1392

مجاهد شهید: اصغر قدیری (حسین اصفهانی) - شکافنده و بن‌بست شکن
متولد: 1337 
از فرماندهان ارتش آزادیبخش ملی ایران (افسر زرهی) 
سابقه مبارزه: 38سال
از اعضای شورای ملی مقاومت ایران (کمیسیون مالی و تدارکات)

 «ما واقعاً روزهایی داشتیم که کوچه به کوچه توی بغداد و خیابون به خیابون، کوچه به کوچه می‌رفتیم برای بازکردن راه قرار دادها، به‌خاطر چی به‌خاطر این‌که این راه رو باز کنیم و واقعا، هم عرض ما، رژیم کوچه به کوچه، خیابون به خیابون می‌آمد که این راه رو ببنده، و این واقعا، حالا کوتاه کنم، دریایی از حماسه بود، دریایی از مایه‌گذاری تک‌تک بچه‌ها بود، به‌خاطر این‌که اثبات بکنند، راهی را که بهمون سفارش شده بود و تأکید شده بود». شهید قهرمان مجاهد خلق اصغر قدیری خرداد -1387
شهید قهرمان مجاهد خلق اصغر قدیری 38سال از عمر 55ساله‌اش را در نبرد با دیکتاتوری شاه و شیخ سپری کرد.
دوستانش به علت این‌که سالهای جوانی‌اش را در اصفهان گذرانده بود، او را حسین اصفهانی می‌نامیدند. حسین فقر و محرومیت مردم در زیر دیکتاتوری شاه را نمی‌توانست تحمل کند؛ از این‌رو در جستجوی امکان و تشکلی برای مبارزه برآمد و با بسیاری از محافل مذهبی مدعی مبارزه رابطه برقرار کرد، اما با پیدا کردن شناخت عینی از آنها، راهش را از این مدعیان دروغی جدا می‌کرد و به جستجو برای یافتن مطلوبش ادامه می‌داد. در این مسیر چند بار از تورهای ساواک که برای مبارزان جوان آن دوران پهن می‌کرد، هوشیارانه گریخت.
او در سفرهای متعددی که به اقصا نقاط میهن داشت، در یک کار تحقیقی ستایش‌انگیز، اسناد مربوط به هزاران امام‌زاده را جمع و مطالعه کرد، و در مقدمه‌ای بر وجه مشترک زیارتنامه‌های این امام‌زاده‌ها نوشت:
 «مبارزه، یک انتخاب عاشقانه است که بدون راهبری عقیدتی ره به منزل مقصود نمی‌برد».
در این جستجوها بود که اصغر قدیری سر انجام محبوب آرمانی‌اش را در سازمان مجاهدین خلق ایران یافت، به آن دل بست و تا روز شهادتش هر روز عاشقتر و دل بسته‌تر شد. کمتر از دو ماه قبل از شهادتش نوشت:
«خواهر مریم عزیز! با سلام، مدتها بود که به نوشتن چند خط برای شما احساس نیاز می‌کردم. از فرصت به‌دست آمده در روز روزهای مجاهدین یعنی سوم ژوئیه استفاده می‌کنم و از شهر شهرها یعنی اشرف و از قلب لشکر فدایی اشرف، برایتان می‌نویسم:
شهری زتو زیر و زبر، هم بی‌خبر هم باخبر
وی از تو دل صاحب نظر، مستان سلامت می‌کنند.
پس از تأسیس ارتش آزادی‌بخش، مجاهد قهرمان اصغر قدیری، با مسئولیت‌پذیری و سختکوشی به یکی از افسران صاحب‌نظر زرهی و از فرماندهان برجسته ارتش آزادیبخش تبدیل شد.
اما او علاوه بر صلاحیتهای نظامی، از یک روشن‌بینی عمیق سیاسی و استراتژیک برخوردار بود. بخشی از نامه او به رهبر مقاومت بعد از واقعه 19فروردین 1390 گویای این واقعیت است: «حوالی هشت سال پیش شما گفتید که هیچ‌کس به‌اندازه خود مجاهدین نمی‌داند که چه میزان خطراتی در راهی که در پیش رو داریم ما را احاطه کرده است.
 … قطعاً هیچ‌کس به‌اندازه مجاهدین نمی‌داند روبه‌رو شدن با زرهی یعنی چه، کما این‌که قطعاً هیچ‌کس به‌اندازه مجاهدین درجه شرزگی و پلیدی و پلشتی خمینی و آل خمینی را به خوبی نمی‌داند. اما شگفت‌تر این است که مجاهدین در مکتب شما این را به‌خوبی می‌دانند و لمس می‌کنند که در رویارویی بدنهای پاک و مطهر خواهران و برادرانشان با زرهی و هاموی و تیر و تبر این پلیدان و پلشتان چه نتیجه‌یی حاصل می‌شود».
سرانجام قهرمان شهید مجاهد اصغر قدیری با شهادت پرافتخارش در قله 38سال مجاهدت بی‌وقفه، آنچه را گفته بود، به درخشانترین وجه به اثبات رساند و صفحه‌یی زرین از فدا بر تاریخچه خونبار مقاومت ایران افزود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر