۱۳۹۴ شهریور ۱۸, چهارشنبه

زندگينامه مجاهد شهيد رضا شاكري


رضا شاكري در سال 1337 در خانواده اي متوسط در روستاي طرق (از توابع نطنز) چشم به جهان گشود. او در سال 1355 موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان سپهر گرديد.
وي پس از اخذ ديپلم در سال 56 به سربازي فرا خوانده شد. دوران سربازي براي او كه از استثمارگران غاصبان خلق محروممان كينه اي عميق به دل داشت، زمينه اي شد تا او بتواند آگاهي و دانش سياسي مبارزاتي خود را رشد دهد تا آنجا كه با وجود اختناق و ديكتاتوري شديد همراه با جوانان انقلابي ديگر در راهپيمايي ها و تظاهرات مردم عليه رژيم شاه شركت كرده و به اين وسيله خشم و نفرت خود را نسبت به مزدوران آريامهري ابراز مي داشت. رضا پس از پيروزي انقلاب فعاليتهاي انقلابي خويش را در رابطه با مجاهدين سمت و جهت داده و پس از آن از هيچگونه كوششي فروگذار نكرد. او بعد از پايان سربازيش در بندر انزلي، در يك كارگاه تعمير شوفاژ در كرج مشغول به كار شد، و در عين حال به فعاليتهاي انقلابي و تشريح مواضع توحيدي مجاهدين خلق و عملكرد ارتجاعي اسلام پناهان تازه به مسند رسيده ادامه مي داد. چنان كه چندين بار در همين رابطه مورد ضرب و شتم ايادي چماقدار قرار گرفت. همچنين در جريان حمله ايادي ارتجاع به كتابفروشي طالقاني در ارديبهشت 59 نيز در دفاع از مواضع مجاهدين به طور فعالت شركت داشته و قهرمانانه به مقاومت پرداخته و به افشا پديده منحوس و ضدخلقي چماقداري و حمايت پشت پرده آن پرداخت.
او گرچه به كار در كارخانه مشغول بود اما تلاش كرد تا فعاليت توحيدي خود را با مبارزات اجتماعي ـ سياسي كه آرمان طبقه كارگر را در چشم انداز خود تصوير مي كرد، عجين سازد. 
رضا بعد از طي مراحل متعدد فعاليت سياسي خود در انجمن جوانان مسلمان نطنز تا حد يكي از مسئولين انجمن مزبور ارتقا يافت. و سرانجام روز دوشنبه 21 ـ 2 ـ 60 هنگامي كه سوار بر دوچرخه براي انجام مأموريت سازمني از نطنز عازم سرابان بود با يك اتومبيل پيكان بدون شماره از پشت سر تضادف مي كند و رضا با سر به شيشه جلوي ماشين مي خورد و با همين اتومبيل به بيمارستان نطنز انتقال يافته و پس از پانسمان، او را به بيمارستان مصدق اصفهان اعزام مي كنند و به رغم تلاش كادر پزشكي بيمارستان نطنز و اصفهان معالجات مؤثر واقع نشده و رضا به شهادت مي رسد.
يادش گرامي و راهش جاودان باد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر