۱۳۹۵ مرداد ۶, چهارشنبه

مجاهد شهید عبدالعظیم (قاسم) محمدرضایی اسفرجانی



مشخصات  مجاهد شهید عبدالعظیم (قاسم) محمدرضایی اسفرجانی
محل تولد: اصفهان
تحصيل: دانشجو
سن: 28
محل شهادت: اهواز
زمان شهادت: 1367

برادر شهید در گزارشی می‌نویسد: «در مرداد و شهریور سال 67، ملاقاتهای زندانیان قطع شده بود.
خانواده‌ام هر چه برای اطلاع از وضعیت برادرم (عبدالعظیم) به زندان مراجعه می‌کردند، پاسداران جوابی نمی‌دادند و بهانه می‌آوردند که فرزند شما به محل دیگری منتقل شده و نزد ما نیست.

چند‌ ماه بعد، وقتی پدرم به زندان کارون اهواز و دادستانی ضدانقلاب اهواز مراجعه کرد ضمن دادن خبر اعدام برادرم، برخی از لباسها و وسائل شخصی او را به پدرم دادند و گفتند که محل دفن او در کنار پادگان ابوذر است. وقتی پدر و مادر برای دیدن مزار او رفتند دیدند که آن قسمت را بتون‌ریزی کرده‌اند».

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي همراه باشيد
https://Telegram.me/shahidanAzadi

۱۳۹۵ تیر ۳۱, پنجشنبه

مجاهد شهید مرضیه (فریده) قدیانی



مشخصات  مجاهد شهید مرضیه (فریده) قدیانی
محل تولد: اصفهان
 تحصيل: دانشجو
سن: 21
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1359


خوشا آنان که در این عرصه خاک ..چو خورشیدی درخشیدند و رفتند ....
خوشا آنان که بذرآدمیت .. در این ویرانه پا شیدنت و رفتند...
 ياد وراهش گرامي باد

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi
#ايران #تهران #جوانان #دانشجو #زندان #اصفهان  

مجاهد شهید شهناز کاظمی



مشخصات  مجاهد شهید شهناز کاظمی
محل تولد: اصفهان
شغل : پرستار 

 تحصيل: فوق دیپلم پرستاری
سن: 24
محل شهادت: ماهشهر
زمان شهادت: 1361


خوشا آنان که در این عرصه خاک ..چو خورشیدی درخشیدند و رفتند ....
خوشا آنان که بذرآدمیت .. در این ویرانه پا شیدنت و رفتند...
 ياد وراهش گرامي باد

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi

مجاهد شهید مرضیه انصاری



مشخصات مجاهد شهید مرضیه انصاری
محل تولد: اصفهان
سن: 24
محل شهادت: اصفهان
زمان شهادت: 1362

خوشا آنان که در این عرصه خاک ..چو خورشیدی درخشیدند و رفتند ....
خوشا آنان که بذرآدمیت .. در این ویرانه پا شیدنت و رفتند...
 ياد وراهش گرامي باد

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi

۱۳۹۵ تیر ۳۰, چهارشنبه

مجاهد شهید مصطفی خانبانی




مشخصات مجاهد شهید مصطفی خانبانی
محل تولد: اصفهان
شغل : داروشناس
سن: 34
محل شهادت: تهران
زمان شهادت: 1367

درصورتيكه از اين شهيد قهرمان عكسي دراختيار داريد يا مي توانيد پيدا كنيد براي ما به ايميلsohaila.derakhshan@gmail.com  ارسال كنيد پيشاپيش از شما قدر داني مي كنيم


خوشا آنان که در این عرصه خاک ..چو خورشیدی درخشیدند و رفتند ....
خوشا آنان که بذرآدمیت .. در این ویرانه پا شیدنت و رفتند...
 ياد وراهش گرامي باد

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi

۱۳۹۵ تیر ۲۳, چهارشنبه

مجاهد شهید گیتی نیکبخت



مشخصات  مجاهد شهید گیتی نیکبخت
محل تولد: شهر كرد
 تحصيل: دانشجوی حقوق
سن: 24
محل شهادت: اصفهان
زمان شهادت: 1360



خوشا آنان که در این عرصه خاک ..چو خورشیدی درخشیدند و رفتند ....
خوشا آنان که بذرآدمیت .. در این ویرانه پا شیدنت و رفتند...

با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi






 

مجاهد شهید نجف بنی مهدی کاندیدای سازمان مجاهدین خلق در شهرکرد

مشخصات مجاهد  شهید نجف بنی مهدی
محل تولد: شهر كرد
شغل : مهندس راه و ساختمان
سن: 30
محل شهادت: اصفهان
زمان شهادت: 1360




يكبار كه برای بازجويی ميرفتم صداي يك نفر رو شنيدم.كه فرياد ميزد آي دكتر! از زير چشمبند نگاه كردم. ديدم برادري رو به فاصله نيم متر از زمين به پله های آهنی كه پاسدارها برای نگهبانی از اون بالا ميرفتند، آويزون كرده بودند. از پاهايش خون ميچكيد. دستهايش كه با زنجير بسته شده بود زخمي و خونچكان بود و سر و صورتش پر از خون بود. پاسداری او رو وحشيانه ميزد و ميگفت: «جريان شهركرد رو بگو!» اما او جواب ميداد: «اطلاعي ندارم!» شكنجه گر با غيظ ميگفت: «اگر اطلاعی نداری چطور كانديد شهركرد شدی؟!» و باز او با شهامت جواب ميداد: «ميتونيد من رو بكشيد، ولي نميتونيد حرفی از من بشنويد.» او رو يك ساعت تمام زدند تا اينكه از هوش رفت…شب او رو به سلول ما آوردند. هيچ جای سالم  در بدن نداشت. او رو روی زانوهايش، نيمه نشسته به ديوار سلول تكيه داديم. لباسهاش رو عوض كردم و به زحمت به او كمی آب دادم. از اونجا با او آشنا شدم. اسمش نجف بنی مهدی بود.
مجاهد شهيد نجف بني مهدی، كانديدای سازمان مجاهدين خلق در شهركرد، مركز استان چهارمحال و بختياری، در سالهای بعداز انقلاب ضدسلطنتی، با عشق به آيندهای تابناك، قدم در راه مبارزه براي احقاق حقوق خلقش گذاشت. فرزندِ دلاور مردم شهركرد كه از كودكی طعم فقر و درد رو چشيده بود و به مجاهدی قاطع و پيگير در انجام مسئوليتهايش، با عشقی وافر به مردم و آرمان والای مجاهدين و سرشار از گذشت و ايثار در راه خلقش تبديل شده بود.
او در جایی گفته بود «ما مسئوليت سنگينی بر دوش داريم. حال كه از چنين اعتمادی از سوی خلق برخورداريم چيزی جز مسئوليت بيشتر به ما اضافه نميكند و اميدوارم بتوانيم دِين خود را نسبت به مردم ادا كنيم.»
نجف و همسرش گيتي نيكبخت رو در تيرماه سال 60 در اصفهان دستگير كردند و از اونجا كه ازش كينة زيادی به دل داشتند او رو زير شكنجه های وحشيانه بردند. طوريكه او رو با پتو جابجا ميكردند. نجف اسطوره مقاومت در زير شكنجه بود.
وقتی شكنجه ها چيزی عايد دژخيمان نكرد، نجف رو مورد تجاوز قرار دادند، اما باز هم موفق به شكستن عزمِ استوار و روحيه  پولادينش نشدند. بازجوش گفته بود: «نجف، منافقيه كه ميخواد شهيدِ مجاهد خلق شود، و ما هم او رو به خواسته اش ميرسونيم.»
نيمه هاي مرداد 60 او رو بردند. صداها رو ميشنيدم. بيش از چهار نفر با لوله آهنی و كابل او رو بی امان ميزدند. سرانجام ساعت 7شب نجف زير شكنجه به شهادت رسيد. راديو رژيم هم روز 17مرداد60  اعلام كرد: «نجف بنی مهدی  در سپاه اصفهان خودكشی كرده است!» دروغی كه هيچ خريداری نداشت! همه ميدونستن كه نجف رو زير شكنجه به شهادت رسوندن.


با ما در كانال تلگرام پيشتازان راه آزادي ايران همراه  شويد https://Telegram.me/shahidanAzadi

۱۳۹۵ تیر ۱۱, جمعه

تا اين مهتاب ارغواني است


براي سر به‌داران قتل عام67
ماه را در محاق كشتند
شما را در بادهاي وبايي فراموشي.
شايد كه كتيبه‌هاي خونين
در رودهاي غبار گم شوند...

در حلقه‌هاي طناب
 تاريخ قتل‌عام آهوان رنگ گرفت
و از گلوها با گردنبند كبودشان
خطابه‌هاي دار جاري شد.

با سطرهايي از صداي تنهايي شقايق
چشمهايشان را به‌عقابي سپيد سپردند
تا در ادامة ابرها و آسمان‌ها
در مغز سرخ ستاره خانه كنند.

گم كرده جانان من!
آوازهايتان گذشت از ديوارهاي سيماني
وقتي كه از سكوي غربت و غرور 
جان را در قطره‌اي خلاصه كرديد.

با دهاني از عطر و ميخك سرخ
با گلويي از پرندگان شهيد
خوانديد آخرين ترانه‌هايتان را
در برگ برگ خاطرات كودكان خياباني.

تا اين مهتاب ارغواني است
خونتان زلال است
و مي‌جوشد همچنان سرخِ سرخ
در رگ‌هاي آسمان.

سپيداران صبر
در دشت هاي برف ديدند
خورشيدهاي دوباره
دوباره مثل شما جوانه زد از پيشاني آسمان.

در كهكشان‌هاي سفر
جاي شما خالي نيست
اي جمله‌هاي هميشه آبي دريا!
همة اشگ‌هايم از آن شما!

تا اين خاك، اين خاك خوني، خونين است
قطره در دريا گم نخواهد بود
و ما در جستجوي شما
فراموش نخواهيم كرد چهره‌هاي قاتلان را.
حميد اسديان